توجه: ابن مجموعه متعلق به تمامي هواداران تراكتور سازي با ديدگاههاي مختلف ميباشد و نظرات انتقادي و حمايتي هواداران را بازتاب ميدهد.بديهي است كه اين امر نشان دهنده تاييد همه مطالب از سوي اين مجموعه و نويسندگانش نميباشد.همچنين قسمت نظرات اماده دريافت ديدگاهها و نظرات و پيشنهادات و انتقادات شما ميباشد.یاد اوری میشود که بخش مربوط به نقل و انتقالات مرتب بروز میشود و برای دیدن اخرین اخبار مربوطه به این قسمت مراجعه فرمایید.
تراكتور : گذشته و حال
سلام بر تمام هواداران ودوستداران تیم فوتبال تراکتور سازی امیدوارم هر جا که هستید موفق باشیدو سلامت.
من در ابتدا می خواستم مقاله ای در مورد تراکتور بنویسم اما وقتی نظرات دیگر هواداران را خواندم قید مقاله را زدم و تصمیم گرفتم نظراتم را در قالب مجموعه ای از نظرات و انتقادات و پیشنهادات بنویسم.در ابتدا به مسایل گذشته اشاره و سپس دلایل ناکامی را ذکر میکنم.
از دو فصل قبل که تا ان موقع برنامه ریزی مهم و بودجه کافی برای صعود به لیگ برتر در نظر گرفته نشده بود شروع می کنم.هنگامی که اقای فیاض مدیر عامل تراکتور شد تغییرات وسیعی در تراکتور صورت گرفت.در ان دوره فرشاد پیوس یک ماه مانده به اغاز لیگ دسته اول سرمربی تراکتور شد و با توجه به بودجه زیادی که در اختیارتیم قرارداده شده بود بازیکنان بومی نامداری از جمله هدایت شهریاری یونس باهنر ناصر فرشباف در کنار بازیکنان اسم و رسم دار غیر بومی مانند رضا جباری به همراه بازیکنان اینده داری همچون اصغر ناد علی ویک مدافع خارجی به نام توماس گراش که سابقه بازی در تیم اینتر میلان ایتالیا را داشت جذب شدند.تیم تراکتور در ان مقطع نیمی از بازیکنانش بومی و بقیه غیر بومی و یا خارجی بودندکه از این نظر همه چیز برای صعود به لیگ برتر مهیا بود.اگر چه تراکتور ان موقع نتایج خوبی کسب کردو به راحتی می توانست به لیگ برتر صعود کند اما در این میان عواملی بودند که کم و بیش مانع صعود تراکتور شدند. فوت رضا حسن زاده بازیکن محبوب و متعصب (همه ما میدانیم که رضا قبل از امدن به تراکتور با تیم سپاهان قهرمان لیگ برتر ایران شده بود و میتوانست به روز های خوبش در سپاهان ادامه دهد) که فقط به عشق زادگاهش تبریز و مردم خوبش و برای کمک به تراکتور در راه صعود به لیگ برتر به این تیم امد که در ان روز های حساس پایانی لیگ دسته اول ودر حالی که دو بازی به پایان لیگ مانده بود در اثر تصادف به کما رفت.این موضوع شوک بزرگی به تیم وارد کرد ودر حالی که فدراسیون فوتبال باید کمک حال این تیم میشد نه تنها کمکی نکرد بلکه محمد دادکان رئیس خائن و بی کفایت فدراسیون فوتبال با یک قانو ن من دراوردی سد راه صعود تراکتور شد.ان مو قع تیم پگاه گیلان صدر نشین بود و از هفته ها قبل به پلی اف صعود کرده بودولی تیم هما و تراکتور برای صعود به عنوان تیم دوم رقابت داشتند در حالی که در بازی پایانی لیگ تراکتور هما را در تبریز شکست داد و دوم شد ( با تفضل گل بهتر نسبت به هما)و تراکتور باید به پلی اف میرفت با این قانون نانوشته مجبور شد بار دیگر در مقابل هما قرار گیرد که باز هم فدراسیون فوتبال با لغو مکرر این بازی تراکتور را شهر به شهر به دنبال هما کشاند که سرانجام در حالی که تیم تراکتور خسته و بی روح شده بود در اصفهان بازی را به هما واگذار کرد و از صعود باز ماند.حال به فصلی که گذشت ودلایل ناکامی دوباره تراکتور می نگریم. پس از ناکامی دو فصل قبل وبر کناری دادکان و دبیر کلی موقت مصطفوی فیاض نیز از مدیر عاملی تراکتور بر کنار و سردار کریم ملا حی جانشین او شد.او فر شاد پیوس را در تراکتور ابقا کرد. اما فرشاد کار بسیار عجیبی انجام داد و ان این بودکه بیش از 80 در صد از بازیکنان تراکتور را اخراج و فقط 5 یا 6 بازیکنان بومی به تراکتور اورد.زمانی که فصل اغاز شد در ابتدا به دلیل عدم هماهنگی نتایج خوبی نگرفتیم اما رفته رفته با هماهنگی تیم به روز های اوج رسیدیم
و حریفان را یکی یکی مغلوب کردیم..در ابتدای فصل نیز یکی از بازیکنان کلیدی تیم به نام جلال خاوندی در حالی که لیگ به خاطر ماه مبارک رمضان تعطیل شده بود و تراکتور به اماده سازی خود می پرداخت در یک بازی تدارکاتی پیش از پایان ماه رمضان به مصاف تیم پتروشیمی رفت ودر حالی این تیم را 11 بر صفر شکست داد که 9 گل تیم تراکتور را خاوندی به ثمر رسانده بود که پس از ان بازی با تعطیلی سه روزه تمرینات عازم شهرش شد که هنگام باز گشت بر اثر تصادف در گذشت.پس از ان بدبیاری های تراکتور تمامی نداشت محمد محمدیان مهاجم جوان و کردستانی تراکتور بر اثر تصادف در شهر خودش دچار ضربه مغزی شده و دیگر مهاجم تراکتور به نام مهدی شعبانی گرفتار بیماری سرطان شدند.این موارد اگر چه بسیار غم انگیز بودند اما چندان بر روحیه تیمی تراکتور تاثیر نداشتندو تراکتور به ادامه لیگ پرداخت
تراکتور قا طعانه و با اختلاف امتیاز زیاد صدر نشین لیگ شد اما در هفته های پا یانی لیگ چند یار کلیدی تیم از جمله علی غلام عارف محمد وند مهرداد خادمی و محمد شجاع دچار مصدومیت شده و بازیکنان جایگزین نتوانستند به خوبی جای انها را پر کنند. در ان زمان مصطفوی جای خود را در فدراسیون فوتبال به مهدی محمد نبی داد که نبی هم مانند دادکان در حالی که در ابتدا قرار بود تیمهای اول هر گروه مستقیم به لیگ برتر بروند بازی های ضربدری را ملاک صعود به لیگ برتر قرار داد و تراکتور را از صعود مستقیم به لیگ برتر محروم کرد . سر انجام تراکتور باید مقابل شیرین فراز قرار می گرفت که در هر دو بازی با نتیجه 2 بر 1 شکست خورد.در مرحله دوم نیز مقابل فولاد شکست خورد و برای هفتمین سال از صعود باز ماند.
عمده ترین دلایل ناکامی دو فصل پیش را می توان در دو بعد خلاصه کرد:1-شوک ناشی از در گذشت رضا حسن زاده.2-فدراسیون فوتبال.که مختصر توضیح دادم.
حال به دلایل ناکامی فصل گذشته می پردازم.چند عامل بر روی ناکامی تراکتور تاثیرغیر مستقیم داشتند.مانند:انتقال بازیهای تراکتور از استادیوم تختی به ورزشگاه 70 هزارنفری یادگار امام(ره) .این مورد اگر چه موجب حضور تما شاگران بیشتری بود اما به دلیل انکه تراکتور بیش از 80 در صد بازیهای خود را در استادیوم کوچک تختی برگزار کرده بوده عملا به بازی در زمین تختی عادت کرده بود و انتقال ناگهانی بازیها ی تراکتور به استادیوم 70 هزار نفری نوعی مشکل و احساس غربت در تیم تراکتور بوجود اورد که نتوانست دران استادیوم بازیهای همیشگی خود را انجام دهد.اکنون ان 70 هزار هوادار نیز حسرت می خورند که ای کاش به ورز شگاه نمی رفتیم اما تراکتور صعود می کرد.2- تراکتور در لیگ قا طعانه حریفانش را به زیر می گرفت که این موجب غرور بیش از حد بازیکنان تراکتور شدو انها بدون توجه به حساسیت های بازیهای پلی اف تصور می کردند شیرین فراز را با نتیجه پر گل شکست می دهند که همین موضوع کار دستشان داد.3.
بازیکنان تراکتور می پنداشتند که در صورت قهرمانی در گرو هشان به لیگ برتر صعود می کنند که با ملاک قرار دادن بازی های ضربدری روحیه انها تضعیف شد ودر بازی اخر لیگ مقابل تربیت یزد شکست سنگینی خوردند.4- در بازی رفت در دقایق پایانی مهدی محمد پور به میدان امد ودر بازی برگشت نیز بابک ذوالرحمی یک نیمه در میدان بود که فقط ان دو نفر بومی بودندو می توان گفت تراکتور با تر کیب کا ملا غیر بومی مقابل شیرین فراز قرار گرفت که متاسفانه همین بازیکنان غیر بومی در عین حال که با غرور بسیار به میدان وارد شدندبه همان اندازه نیز بدون ذره ای تعصب و از خود گذشتگی بازی کردند.برای مثال در بازی رفت
در حالی که قرار بود پنالتی را محسن سلطانی بزند با اصرار علی کریمی موجب شد که ضربه پنالتی را علی کریمی بزند و به نظر من این مهمترین چیزی بود
که تراکتور از ان ضربه خورد زیرا پس از به ثمر رسیدن گل اول توسط مهدی خیری با گل شدن این پنالتی موتور تراکتور روشن میشد که با گل نشدن این پنالتی و متعاقب ان روحیه گرفتن بازیکنان شیرین فراز موتور تراکتور از کار افتاد.5- در حالی بیش از 60 هزار هوادار تراکتور در ورزشگاه حاضر بودند که مربیان تراکتور نتوانستند بازیکنان را مجاب کنند تا از تماشاگران به عنوان اهرمی برای فشار به حریف استفاده کنند و خود شان محو حضور پر تعداد تماشاگران شدند.
حال به عواملی که تاثیر مستقیمی در ناکامی تراکتور داشتند اشاره می کنم : 1- فراز کمالوند سرمربی تیم شیرین فراز در مقایسه با فرشاد پیوس تجربه بیشتری از حضور در لیگ دسته اول داشت.او از حاشیه های بازی رفت به خوبی به نفع تیم خود استفاده کرد.من باید بگویم که ما خودمان اسباب بوجود امدن حاشیه های این بازی را بوجود اوردیم منظور من فقط هواداران نیست بلکه مسئولان برگزاری بازی نیز اینچنین بودند . انها معلوم نیست که با وجود اینکه میدانستند قرار است از این بازی بیش از 60 هزار نفر دیدن کنند و هر لحظه ممکن است بازی به حاشیه کشیده شود در جایگاه ذ خیره های تیم شیرین فراز یک نیمکت یا محافظ قرار نداده(در جایگاه تیم شیرین فراز فقط تعدادی صندلی قرار داده شده بودو هیچ محافظی نداشت)
و این باعث شد که پس از پنالتی تیم شیرین فراز مربیان و بازیکنان ذخیره انها برای حفظ نتیجه سعی در کشاندن بازی به حاشیه داشته و از بی تجربگی هوادارانی که پشت جایگاه شیرین فراز بودند و به طرف جایگاه انها اشیایی پرتاب می کردند و بی تدبیری مسئوولان نهایت استفاده را برده طوری که هر لحظه توپ و میدان بدست تراکتور می افتادذخیره ها و مسئوولان شیرین فراز واز همه مهمتر کمالوند به روی چمن امده و بازی را قطع می کردند که این موضوع روحیه تراکتور را بسیار خراب می کرد
گذشته از این چند سالی می شدکه هر گاه تیمی برای مسابقه با تراکتور به تبریز می امد با خود تماشاگر نمی اورد اما شیرین فرازی ها که بیش از 1500 تماشاگر با خود به تبریز اورده بودند تماشاگران تبریزی باید حضور انها را نادیده گرفته و فقط به تشویق تیم تراکتور می پرداختند اماحال به دلایل فنی شکست مقابل شیرین فراز می نگریم
1- معتقدم فرشاد پیوس بهترین سیستم بازی را برای تراکتور برگزیده بود اما عوامل غیر فنی بیشتر از عوامل فنی در ناکامی تراکتور نقش داشتند.اما نبود یک بازیکن گلزن و کمی تا قسمتی ضعف خط دفاع و دروازه بان(ایوان) از دلایل فنی ناکامی هستند اگر به بازیکنان تراکتور در بازیهای پلی اف بنگریم می بینیم که تراکتور فقط دو مهاجم داشت .علی کریمی و حسین عبدی.که به ترتیب 3 گل و 5 گل در طول فصل به ثمر رساندند.علی کریمی با وجود بازی خوب از پس گلزنی بر نمی امد.اما حسین عبدی را اصلا نمیدانم چرا در ابتدای فصل 5 گل زد اما دیگر موتور گلزنی اش روشن نشد.(یاد جلال خاوندی بخیر که با ان دوندگی های متعصبانه اش می توانست فریاد رس تراکتور شود)
اما به غیر از انها تراکتور مهاجم دیگری داشت به نام محمد محمدیان که پس از پشت سر گذاشتن دوران نقاهت ناشی از ضربه مغزی در اثر تصادف دقایقی از نیمه دوم بازی رفت را به میدان رفت اما هرگز در حد و اندازه های تراکتور نشان نداد.مهدی خیری با وجود اینکه مهاجم بود اما پشت سر مهاجمان بازی می کرد تا برای انها فضا سازی کند .من فکر می کنم او مصدوم بود زیرا قبل از بازیهای پلی اف این مهاجم بسیار سریع بود و فرار های سریع او گاهی بود که سه بازیکن حریف پشت سر او به دنبال او می افتادند..غرور تراکتور بحدی زیاد بود که با وجود اینکه دو فصل بود در خانه شکستی نداشت. مقابل شیرین فراز تیمی که فقط هشت ماه از تاسیس ان می گذشت ودر بازیهای خارج از خانه بردی نداشت و در تعدادی از بازی های خانگی نیز به لطف پنالتی برنده شده(از شایستگی های شیرین فراز نمی گذرم)شکست خورد.در مورد فر شاد پیوس هم باید بگویم که او اگرچه خوش فکرو با دانش بود اما از جمع کردن حواشی تیم ناتوان بود.اگر می گویند بازیکن تراکتور نیمه شب در شاهگلی بوده باید ان را به حساب ضعف فرشاد پیوس گذاشت.در این دو سال باشگاه تراکتور تبدیل به تیمی شده بود که بازیکنان برای تفریح (خوردن-خوابیدن-فوتبال بازی کردن)به تراکتور می امدند در حالی که کمالوند با وجود اینکه بازیکنان تیم شیرین فراز 100درصد غیر بومی بودند را طوری تربیت کرده بود که حتی نگهداری از چمن را هم خودشان انجام می دادند.بیش از این به مسایل گذشته اشاره نمی کنم.این اشتباهات تجربه ودرسی برای ماست که دیگر تکرار نمی شود.
حال به فصل پیش رو می نگریم.فصلی که بی شک با حضور تیم های قدری همچون استیل اذین-فولاد خوزستان- شهرداری بندرعباس و ... جذاب تر از همیشه خواهد بود.شنیده ام که ابتدا قرار بوده باشگاه تراکتور سازی منحل شود.این که قرار بوده امتیاز تراکتور را واگذار کنند با عقل جور در نمی اید.مثل این می ماند که بخواهند امتیاز تیمهای استقلال و پرسپولیس را واگذار کنند.خدمت اقای خادم عرب باغی مدیر عامل محترم شرکت تراکتور سازی عرض می کنم ما هواداران فقط به عشق تراکتور زنده ایم
و اگر روزی تراکتور نباشد ما هم زنده نخواهیم ماند.اقای عرب باغی شما که چند بار به عنوان مدیر نمونه کشوری انتخاب شده اید چرا وقتی تراکتور 7 میلیون هوادار دارد ورزشگاه اختصاصی دارد از سابقه و پیشینه درخشانی برخوردار است و در بازی های ان هوادارانش چه از مرند باشندچه از مراغه چه از میانه چه از اذر شهرو ... کیلو مترها راه می پیمایند و سختی های زیادی را به جان می خرند تا فقط دقایقی را به تماشای بازی تراکتور بنشینند.اقای عرب باغی ایا می دانید تراکتور سازی بعد از تیمهای استقلال و پرسپولیس بیشترین تما شاگر را دارد اقای عرب باغی چرا می خواهید این تیم را که هوادارانش با تمام وجود به ان عشق میورزند را از صفحه روز گار محو کنید امید وارم چنین نکنیدو این فکر را برای همیشه کنار بگذارید
اما مدیر عاملی که شما برای تیم تراکتور انتخاب کرده اید برای هواداران این تیم خوشایند نیست.شما باید بدانید که تراکتور در این سالها از نداشتن مدیری که هم ورزشی باشد و هم سیاسی ضربه خورده است و در بسیاری مواردمانند بازی برابر فولاد خوزستان نتوانست محرومیت حضور تماشاگران را لغو کند در حالی که تیم های دیگر به لطف داشتن مدیرانی سیاسی محرومیت خود را لغو یا تخفیف کرده اند.اقای علی سعید لو(که تبریزی است) معاون اجرایی رئیس جمهوری است که رئیس هئیات مدیره باشگاه پرسپولیس تهران است و به راحتی توانست محرومیت تماشاگران تیم پرسپولیس را لغو کند.او می تواند مدیری قوی و توانمند برای تراکتور باشد اگر اقای حسین زاده مدیر عامل موقت است می توان از امثال اقای سعید لو که هم سیاسی باشد و هم ورشی استفاده کرد.به ان دسته از هواداران که از احد شیخ لاری بد گویی می کنند هم باید بگویم که او در حال حاضر بهترین مربی بومی و مناسبترین گزینه برای تراکتور است که الحق و الانصاف سرمربی تراکتور شده و تراکتور را مثل کف دستش می شناسد
چرا شما ها که تا همین چند وقت پیش و پس از ناکامی مقابل شیرین فراز و استعفای فرشاد پیوس قاطعانه خواستار حضور شیخ لاری بودید به مخالفت با او بر می خیزید؟کمی صبر کنید مژده میدهم که امسال نقطه پایان ناکامی تراکتور خواهد بود.با توجه به 18 تیمی شدن لیگ برتر امسال سه تیم به لیگ برتر صعود خواهند کردو این شانس تراکتور را نسبت به فصول قبل که فقط دو تیم صعود می کردندرا افزایش میدهد.از الان هم من نشانه هایی از ساختن تراکتوری قدرتمند می بینم و کار هایی را که شیخ لاری انجام میدهد مثلا تمرینات تراکتور را در استادیوم 70 هزار نفری برگزار می کند که این باعث می شود تراکتور به بازی در چنین زمینی عادت کرده و از انجا که اکثر تیم های دسته اول بازیهای خود را در زمینهای کوچک انجام میدهند هنگام قرار گرفتن در برابر تراکتور و در ورزشگاه بزرگ یادگار امام (ره) و در مقابل دیدگان بیش از60 هزار تماشاگر دچار مشکل شده و چاره ای جزء واگذاری نتیجه نخواهند داشت.
.خبر هایی که در مورد نقل و انتقالات می شنوم حاکی از جذب بازیکنان خوب و توانمند است . محسن سلطانی که فصل قبل در هر بازی یا گل میزد یا گل می ساخت و همچنین مهدی محمد پور مدافع ملی پوش و جوان و خوش اتیه با تراکتور تمدید کرده اند .یک مدافع بوسنیایی که سابقه ملی هم دارد جذب تراکتور شد.ایوان ترابالیک نیز که اضافه وزن داشت و همچنین مسن نشان میداد(34 سال) از تراکتور جدا و حمید نشاط جو که در شهید قندی یزد شاگرد شیخ لاری و در بین تیم های دسته اولی بهترین گزینه بود جذب شده است.بازیکنان خوب دیگری از جمله جرج مانتسکاوا و اصغر رامشگر به تراکتور امده اند.شنیده ام مسئوولان تراکتور در حال مذاکره با هافبک تیم ملی عراق هستند.من فصل گذشته به غیر از بازی های تراکتور بازی های حساس تیم شهرداری که مربی ان شیخ لاری بودرا تماشا می کردم .بازیهای این تیم به لطف حضور شیخ لاری زیبا و فیزیکی بود پس دیگر از بازیهای خشک تراکتور طی دو سال حضور فرشاد پیوس خبری نیست.بیایید طی دو فصلی که از یک مربی غیر بومی حمایت کردیم اینبار نیز از مربی بومی و با تجربه ای به نام شیخ لاری حمایت همه جانبه ای داشته باشیم.یک نکته را هم می خواستم بگویم حال که انتخابات فدراسیون فوتبال تا چندی دیگر برگزار می شودو قرار است کسانی نامزد شوند من شنیده ام سعید فایقی که اهل تبریز است و زمانی که در فدراسیون فوتبال سمت داشت ماشین سازی و تراکتور سازی در بالاترین سطح فوتبال ایران حضور داشتند شاید نامزد شود و اگر چنین شود روز های خوبی در انتظار فوتبال تبریز خواهد بود.در پایان باید بگویم نظراتی را که ذکر کرده ام را خالی از اشتباه نمی دانم و اگر کسی انتقادی داشت ذکر کند.با سپاس فراوان.

