تبليغاتX
هواداران تراکتورسازی تبريز

آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم!

هواداران عزیز مقاله ای که می خوانید درباره انتخاب مدیر عامل جدید باشگاه است. چند سالی است که تیم تراکتور سازی در جا زده و خیل عظیم هواداران را نتوانسته است برآورده سازد و علاوه بر مسایل حاشیه ای مدیر عاملان مختلفی را دیده ایم که تیم را خوب تغذیه ننموده اند. نمونه آن امسال سردار ملاحی بود که حتی از برگزاری بازی بدون تماشاچی در باغشمال هم عاجز بود. و اعمالی که از وی دیدیم در حد تراکتور سازی نبود. از بازیکن گرفته تا نحوه برخورد وی با تماشاگران. اما گذشته ها گذشتهو آینده برای تیم مهم تر است با توجه به اینکه امسال تیم های بسیار خوبی در لیگ دسته یک حضور خواهند یافت (اعم از تیم است لازین، سپاهان نوین ) لازم است فردی برای مدیرعاملی انتخاب گردد که تیم را از همه لحاظ بهترین نحو تغذیه نماید. مدیر باشد که بداند در صورت بروز مشکل از سمت فدراسیون با چه کسانی باید برخورد نماید. کدام بازیکنان را جذب نماید. چه کسی را برای سرپرستی انتخاب نماید و امثال این مسایل. و اما افرادی در خود کارخانه برای اخذ این سمت بسیار مناسب می نمایند و شاخصه های مذکور در آنها دیده می شود پس چه بهتر که فردی از خود کارخانه برای اخذ این مقام انتخاب شود، تا به جای صرف هزینه های کلان با شناخت مناسب با صرف هزینه معقول و مناسب تیمی در شان تبریز تحویل دهد.

یه چیزایی اضافه شده بخوانید!

 

 عدم نتیجه گیری تراکتور و نکته ها!

این فصل هم برای تراکتور در شرایطی به اتمام رسید که ضرب المثل معروف (سالی که نکوست از بهارش پیداست) برای همه ثابت گردید علاوه بر آن بسیاری مسایل دیگر نیز در کنار این تیم وجود داشته که در این مقاله به آنها پرداخت خواهد شد.

نکته اول: عدم یارگیری مناسب تیم از سوی سر مربی


بازیکنان به اصطلاح حرفه ای فرشاد پیوس چنان تابلو ناتوان بودند که حتی هواداران خردسال تراکتور هم به این بازیکنان خرده گرفته و از ناتوانی این بازیکنان سخن باز نمودند. بازیکنانی که هر وقت سخن از ناتوانی آنها می شد مسئولان تیم از حرفه ای گری خود خبر داده و ما را به علت عدم داشتن اندیشه ای حرفه ای ملامت می نمودند که انگار که بازیکنانی چون بکهام را برای این تیم جذب نموده اند. بازیکنان ناتوان فرشاد پیوس با آن همه امکانات و دستمزد خود در شرایطی در گروه خود اول شدند که از همان اول این گروه برای تیمی همچون تراکتور سازی بسیار ساده به نظر می رسید اما در مقاطعی از زمان به بهانه عدم هماهنگی این تیم در قعر این گروه ساده نیز دیده شد. عده ای دیگر از بازیکنان نیز که ناتوانی آنها از بقیه بیشتر بود و حتی در حد یک تیم محله ای هم نبودند به اصطلاح مصدوم شده و هیچ کس نامی از آنها نشنید.

نکته دوم: عدم استفاده از بازیکنان بومی


بازیکنان این تیم در شرایطی جذب شده بودند که هر فرد مسئول غیر بومی در این تیم برای حضور همشهری های خود در سر سفره رنگارنگ تراکتور سازی دریغ نکرده بود و هر کس و ناکسی در جهت حضور همشهری یا دوست خودی بر سر این سفره رنگارنگ تلاش قابل تحسینی انجام داد.و خوشبختانه تمام این نفرات هم در حد توان از این سفره بهره بردند. در حالی که بازیکنانی قانع از تبریز یا اصلا جذب نشدند یا در صورت جذب از اول تا آخر حتی نامشان در لیست 18 نفره تیم نیز نبود. نمونه هایی از این بازیکنان:
1. محمد علی فریدی خطیبی: اگر گل دقیقه 80 این بازیکن در بازی رفت مقابل سرخپوشان به ثمر نمی رسید فرشاد پیوس در همان ابتدای کار برکنار می شد.
2.بهزاد بایرامی: این بازیکن بهترین گلزن تیم ماشین سازی در فصل 84-85 بود که با جذب شدن به تراکتور حتما پشیمان است.
(متاسفانه بازیکن بومی در این تیم آنقدر کم است که از آوردن مثال های متعدد معذوریم!)

نکته سوم: بودجه تیم


یکی از مهمترین نعمت های سفره رنگارنگ تراکتور همین بودجه تیم است که همانطور که مطرح شد همه کس به نحو احسن از این نعمت استفاده نمود. فرشاد پیوسی که استعفا نداد تا برکنار شود چون می دانست در صورت استعفا نصف آن مبلغ کلان را حتی از تیم خود یعنی پیروزی هم نمی تواند دریافت کند.
متاسفانه آقای پورمند سرمربی تیم از بازی مقابل تیم های لیگ برتری چنین اظهار نظر نمود: (این کار فدراسیون غلط تلقی می شود که تیمی که برای لیگ برتر بسته شده با تیمی که برای لیگ دسته یک بسته شده را روبرو کرد) این سوال قابل مطرح است که چرا نارضایتی؟ بودجه تراکتور که از بسیاری از تیم های لیگ برتری هم بیشتر بوده و در بسیاری از موارد همان تیم های لیگ برتری با بودجه ضعیف بر همین تیم فولاد غلبه نمودند؟

نکته چهارم: عدم مدیریت مناسب سردار ملاحی


بزرگترین و نابخشودنی ترین اشتباه سردار ملاح که خود نیز بعدها بر این اشتباه اقرار نمود اصرار بی مورد بر حمایت از کادر فنی و بازیکنان بود وی بعد از بازی شیرین فراز با کنار گذاشتن کادر بر این اشتباه بزرگ و غیر حرفه ای که از سوی مدیران باسابقه بعید است را تائید نمود. از سوی دیگر عدم توانایی بر حذف پلی آف ، عدم توانایی بر تعلیق محرومیت هواداران ، باز کردن سخن از عدم صعود به لیگ برتر در همان بدو ورود به تبریز و... از دیگر اشتباهات این مدیر به حساب می آید.

نکته پنجم: سرپرست تیم

وظایف سرپرست تیم در تیم بسیار حیاتی است و همچون ناظمی قهار در مدرسه ای عمل کرده و نظم که در هر مدرسه ای حساس و مهم است را به آن بازمی گرداند در حالی که سرپرست تیم تراکتور سازی تبدیل به فردی شده بود که باید بلیط بخرد هتل رزرو کند مواد غذایی تیم را تامین نماید غافل از اینکه اینها از وظایف سطحی یک سرپرست بوده و وظیفه اصلی همانا نظم تیم است که متاسفانه هیچ یک از ما ندانستیم بازیکن تراکتور نیمه شب در شاهگلی چه کار میکرد!

نکته ششم: مسایل خارجی و فدراسیون

نکته ای که همواره کمر تیم را شکسته و مانع از نتیجه گیری تیمی شده است. در مواردی که فدراسیون فوتبال باید پلی ـ آف را حذف نماید نکرد. در مواردی که باید محرومیت تماشاگران تعلیق شود نشد. در مواردی که باید داور مناسب انتخاب شود نشد . در مواردی که یک امتیاز هما باید کسر می شد نشد. در مواردی که هواداران شیرین فراز شروع کننده مهلکه بودنند چشم فدراسیون بر ما باز شد و ما تنها ارفاقی که از فدراسیون دیدیم تشکرات خشک و خالی بود که نصیبمان شد و بعدها نفهمیدیم که فرق بین هوادار نمونه و هواداری که ۴۵۰۰ صندلی در ورزشگاه آزادی بشکند چیست؟

نکته هفتم: هواداران تیم


هوادارانی که هیچ کس از آنها حمایت ننمود. در این میان نقش استاندار، رئیس هیئت فوتبال، مدیرا تیم، نمایندگان مردمی! مردم تبریز، و... زیر سوال می رود این همه افراد با آن همه آوازه چرا ناتوان بودند حتی از تعلیق محرومیت هواداران؟
خلاصه خیلی افراد به ریش ما هواداران خندیدند! هوادارانی که در زیر برف(بازی مقابل تربیت) در زیر باران(بازی مقابل سرخپوشان) گرما(بازی مقابل شرین فراز) همواره تیم را حمایت کردند به انتظار دیدن بازی باغیرت ار آن بازیکنان بی غیرت! ولی چه انتظار بی جایی!

 

نظرات خوانندگان:

نویسنده: اکبر
با سلام خدمت شما تماشاچیان فهیم اذربایجان بلی دوستان باز هم امسال نتوانستیم سیمای لیگ برتر را ببینیم بلی شما راست می گویید بازیکن بی غیرت این بود که شما گفتید چرا به این اقای علیرضا پورمند ژول 100 میلیونی دادند تا در این سالهای پایان فوتبالش تیمی از دیار اذربایجان باشد که اینده او را تامین کند و در اخر مربی باشد که اصلا نمی دانست هنر مربی گری چیست ایا نمی شد با 50 میلیون یونس باهنر را نگه داشت ایا نمی شد با 40 میلیون هدایت شهریاری را نگه داشت . توجه جانشین هدایت ( اقای فرهاد ربیع خواه بود ) که با 70 میلیون به تراکتور امد که اتوبان جناح راست تراکتور بود لازم به یاداوری است که سن هدایت 28 و سن فرهاد 34 سال می باشد بلی دوستان سرتان را در نمی اورم اینها قسمتی از بدبختی های تراکتور بود ولی به نظر من بزرگترین اشتباه نگاه داشتن فرشاد امسال بود که با کمال شرمندگی امسال ترکیب پارسال را 98 % عوض کرد تا امسال تیمی را درست کند به این ترتیب :
عارف محمد وند : 36 سال تمام
علیرضا پورمند : 36 سال تمام
فرهاد ربع خواه : 34 سال تمام
نبی الله باقری ها : 29 سال تمام
به این اسامی دقت کنید و در پایین به این اسامی دقت کنید !!!!
مهدی رفیعی ( به شیرین فراز فروخته شد به عبارتی داده شد )
اصغر نادعلی ( به نساجی فروخته و یا داده شد )
هدایت شهریاری ( به اجبار راهی بندر عباس شد )
یونس باهنر ( به اجبار و دلایلی تنها با 30 میلیون دوستان فقط تنها با 30 میلیون به ماشین سازی ملحق شد )
رامین محمد پور ( به تیم شیرین فراز با مبلغ ناچیز 35 میلیون برای 2 سال ملحق شد )
حالا شما اسامی بلا را با اسامی پایین مقایسه کنید !!!!!!!!!
مهدی رفعیی : بهترین بازیکن تیم شیرین فراز به حسابی اچار فرانسه
اصغر نادعلی بهترین بازیکن تیم نساجی به ازعان کارشناسان
هدایت شهریاری بهترین دفاع تیم بندر عباس
رامین محمد پور : بهترین دفاع تیم شیرین فراز و به عبارتی بهترین دفاع یارکوب لیگ ازادگان
بلی دوستان این است هنر تیمی که مربی ترسو و بزدل بنام فرشاد اقای گل اوبیود که باعث رفتن این بازیکنان شد واقعا شرمنده که سرتان را به درد اوردم
 
نظرات آقای سینا:
 
سلام
اقا من از طرفداران پروپا قرص و قديمي تراكتورم و با اينكه 24 سال بيشتر ندارم ولي تقريبا از 10 سال پيش همه بازي هاي تراكتور رو ميرم. با توجه به اينكه كلا اطلاعات ام در مورد فوتبال و حواشي ان اندكي بيشتر از يك طرفدار هست نكاتي رو دوست داشتم عرض كنم.

1) در بازي روز شنبه انچه كه مهم بود اينكه تيم در نيمه دوم تاكتيك مشخصي براي رسيدن به دروازه فولاد نداشت و حملات كور بودند و خط حمله از سوي هابكها اصلا تغذيه و حمايت نميشد. و در اواخر بازي نيز سانتر هاي بلند و بي هدف و رفع تكليف بخصوص از جانب پورمند (كاپيتان و مربي) تيم كاملا مشهود بود.

2)هر تيمي در چنين بازي هاي حذفي از دقايق 70 به بعد تا حدي انتحاري بازي ميكند ولي تيم تراكتور بسيار كند و اهسته و بي انگيزه نشان ميداد و حتي سر مربي تيم هم هيچ نيازي به افزودن مهاجمين در دقايق پاياني نميديد و گويا كسب يك نتيجه مساوي بدون گل براي پورمند با ارزش تر مينمود. و جالبتر اينكه فولاد نيز هرگز كوچكترين استرسي از خود بروز نداد و بازي كاملا بي حاشيه دوتيم شبيه يك بازي دوستانه بود تا بازي مرگ و زندگي!!!! و گويا ....


3)در طول فصل اصرار بسياري بر عدم استفاده از بازيكنان اندك ولي كارامد تبريزي تيم وجود داشت.بايرامي و خطيبي كه هر يك در سالهاي قبل از مهره هاي جوان و تاثير گذار تيم خود بودند هرگز فرصتي براي بازي نيافتند.وهجوم بازيكنان مسن غير بومي با مبالغ سنگين و قرار داد هاي يكساله از همان ابتداي فصل نيز بوي خوشي نداشت.

4) بازي بدون تماشاگر در باغشمال و يا حتي در زمين كارخانه تراكتور نيز ميتواست انجام گيرد ولي اصرار مسولين استاني براي انجام بازي هاي تراكتور در بيابان!!! و نيز عدم همكاري در رفع محروميت اين تيم اين شاعبه را بوجود مياورد كه كلا برخي مسولين استاني و يا مركز نشين تمايلي براي موفقيت هاي تراكتور كه نتيجه ان تقويت روحيه حمايتي از اين تيم و سردادن برخي شعار ها و ايجاد جوي خاص و...خواهد بود را ندارند. شايد بي تفاوتي مسولين و نمايندگان تبريز در مورد تضييع حق تراكتور در بازي پارسال با هما ونيز بازي شيرين فراز و محروميت بسيار سختگيرانه فدراسيون و..بتواند شاهدي بر اين ادعا باشد.

5) بعد رفتن پيوس در حالي كه همگان منتظر حضور شيخ لاري در تراكتور بوديم تا با تغيير ساختار تيمي و روحي تيم و بازگشت دوباره تعصب به تيم غير ممكن ها ممكن گردد ولي انتخاب پورمند و بعد ان اوردن يك كمك ارمني !!! شايد صرفا يك دهن كجي از سوی سردار ملاحي به هواداران تراكتور بود تا حواسشان جمع باشد كه....

6)و عامل ديگر هم بي خاصيتي زياد سرپرست تيم ابهران ميباشد كه با اينكه 2 سال در تيم بوده و با ليگ يك كاملا اشناست ولي هرگز نقش خود را به خوبي ايفا نكرده تا جايي كه بار ها تراكتور از ناداوري ها و فدراسيون و...ضربه ديد. حال بماند كه شيرين فراز و يا سال قبل پيكان چگونه به ليگ برتر صعود كردند.....

7)نا گفته ها بسيار است.از دوست خوب و مدير محترم اين وبلاگ تقاضا دارم محيطي فراهم اورند تا از اين به بعد به اينده بينديشيم و گفتگو و تبادل افكار كنيم.از جذب مربي گرفته تا نحوه انتخاب نفرات و سياست هاي كلي تيم.وبه عنوان هواداران تيم اين حق برايمان خواهد بود تا با انتشار مجموعه نظرات منطقي و كارشناسانه خويش در همين وبلاگ ونيز ارسال ان براي باشگاه و نيز برخي روزنامه هاي ورزشي ونيز محلي سهم خود را در هواداري از تيم محبوب خود پرداخت كنيم ونيز با ايجاد جوي خاص و حمايت افكار عمومي و ساير هواداران امسال مديران تيم را از اخذ تصميمات اشتباه و يكجانبه بر حذر داريم.به هر حال شايد گوش شنوايي هنوز باشد تا نداي كساني را كه فوتبال تبريز را از دير باز ميشناسند را گوش دهند.

 

+ نوشته شده توسط anonymous در 86/03/30 و ساعت 0:0 |